از روز 27 مهر نمايشگاه مشترك آثار استادان آقاي حيدري( خط شكسته) و آقاي بني رضي (خط نسخ) در محل نگارخانه ي مس در شهر مس سرچشمه افتتاح شده و تا 8 آبان ادامه داشت.
پارسال نگارخانه
مس واقع در شهر مس سرچشمه ميزبان استاد مجتبي ملك زاده (كه افتخار شاگردي ايشان را دارم) بود و ايشان
با كمال فروتني آثار ارزشمند خود را به نمايش گذاشتند و بسيار هم مورد استقبال خوشنويسان
سرچشمه و شهرهاي اطراف يعني رفسنجان و سيرجان و شهربابك و كرمان قرار گرفت.
بروشوري
توسط شركت ملي صنايع مس ايران چاپ شده بود كه بخشهايي از آنرا اينجا مي آورم:
هنر خوشنويسي خيلي مظلوم است؛ در كشور ما هر شغل و مهارت و علاقمندي ساده و پيش پا افتاده اي مجله و رسانه و نشريه دارند الا خوشنويسي؛ هنرجويان خوشنويسي هم در انتظار خواندن مطلبي و ديدن خطي مي مانند ولي دريغ از دلسوزي؛ مرجع اصلي هم كه انجمن مركز است ولي مسئولين آن به دليل مشغوليات و گرفتاريهاي بيش از حد صندلي هاي مديريتي!! به تنها چيزي كه فكر نمي كنند همين است.
به هر حال؛چند روز پيش به لطف دوست و استادم آقاي علي ايزد خواه مجله ي كلك ديرين را ديدم و خيلي خوشحال شدم كه در اين وانفساي بي رسانه بودن هنر خوشنويسي انجمن شيراز همت كرده و اين فصلنامه را چاپ و نشر مي كند. از نظر محتوي و مطالب هم مجله ي خوب و معتبري است و به كار خوشنويسان مي آيد.
هفته ي قبل خدمت استاد ملكزاده رسيدم. ايشان در موردرنگ كردن كاغذ فرمودند عصاره ي كلم بنفش رنگ آبي متمايل به سبزي را به كاغذ
ميدهد. اين كار را آزمايش كردم و رنگ آبي بسيار زيبا و ملايمي در كاغذ بوجود آمد؛
البته كلم بنفش را خورد كرده و كمي جوشاندم و عصاره ي آبي رنگ آنرا براي مطابق با
روش ريواس به كار بردم. فقط تفاوت در اين است كه در انتهاي برداشتن كاغذ از محلول
شستن با آب را انجام ندادم كه مشكلي را هم براي كاغذ ايجاد نكرد. نكته ي ديگر بوي
كلم پخته است كه از نظر بعضي افراد كمي نامطبوع است ولي كم كم ازبين ميرود.
چند وقت پیش با راهنمایی دوستم آقای ایزد خواه (
که ایشان هم از استاد شیرازی شنیده بودند) سعی کردم کاغذ های خوشنویسی ام را رنگ کنم؛
برای این کار از گیاهی به نام ریواس استفاده کردم. این گیاه یک گیاه وحشی است که
فصل بهار و تابستان در مناطق کوهستانی یافت میشود ( وشاید در بازار هم یافت شود) و داری
برگهایی پهن و بزرگی ( بعضا حتی تا قطر یک متر) است و برای رنگ کردن کاغذ باید از
برگ و ساقه ی آن استفاده کرد. با این گیاه کاغذهای کلاسه ی خوشنویسی خصوصا کاغذ
های 150 گرمی گلاسه را میتوان به رنگ کرم و کاهی بسیار خوشرنگی در آورد.
روش کار:
برگ و ساقه ی ریواس (خواه تازه باشد و خواه خشك شده) را خرد کرده ودر دیگ یا
قابلمه ی بزرگی ریخته وتا دوبرابر حجم روی آن آب میریزیم تا کاملا با آب پوشانده
شود و تا حدود ربع ساعت آرام میجوشانیم. عصاره ی بدست آمده را صاف کرده و در ظرفی
میگذاریم سرد شود. برای رنگ کردن کاغذ عصاره ی ریواس را در ظرف بزرگی ( مانند
سینی) که به اندازه ی کاغذمان باشد می ریزیم بطوریکه به اندازه ی چای پررنگ رقیق
باشد و اگر انگشتمان را داخل آن بزنیم رنگی نشود و اگر غلیظ بود با آب آنرا رقیق
میکنیم. کاغذ را بادقت در ظرف میخوابانیم طوری که تا نخورد وحباب نگیرد و میتوانیم
کاغذهای بعدی را هم روی آن بگذاریم ( تاحدود 5 برگ خوب است) و بعد از حدود 10 تا
20 و حداکثر 30 دقیقه کاغذ های را به دقت بر میداریم و با گیره روی بند در جایی که
سایه باشد و دور از باد هم باشد آویزان میکنیم. بهتر است با آبپاشهایی که آب را پودر
میکنند دوطرف کاغذ را بشوئیم تا مواد اضافی روی کاغذ نماند. بعد از خشک شدن کاغذ
قابل استفاده است.
زمان ماندن کاغذ در محلول رنگ را کم وزیاد می
کند که بنا به سلیقه میتوانید هر زمانی را تجربه و اجرا کنید.
اگر کاغذ خیلی چروک یا لوله شده باشد میتوانید
آنرا بین یک کاغذ مشابه روزنامه ولي غير چاپي ( مانند کاغذ الگوی خیاطی) بگذارید و
بااتوی خیلی کم حرارت آنرا صاف کنید.
اگر کاغذ تاول میزند بدلیل مشکلات وجنس کاغذ است
و اگر محلول عصاره را با آب نیم گرم ولرم کنید شاید کمتر تاول بزند یا اصلا نزند.
بهترین کاغذ برای رنگ کردن کاغذ 150 گرمی گلاسه
است.
مدتي پيش متن كتاب تحفه المحبين را از وبلاگ آقای سرودلير كپي كرده بودم و دنبال اين بودم كتاب را بصورت موبايلي در آورم، بالاخره توانستم و كتاب را بصورت فايل جاوا قابل نصب در موبايلهايي كه سيستم عامل آنها با جاوا سازگار است در آوردم، لينك آن:
مطالب خوبي را درمورد مازو و تركيب مركب و عملكرد شيميايي و چگونگي ساخت مركب در سايتهاي فرنگي زير وجود دارد و ميتواند كامل كننده ي اطلاعات مركب سازي ماايراني ها باشد.
اولا که مرکب ساختن بیشتر از آنچیزی که فکر میکردم سخت وزمان بر و دارای فوت وفن های ریز است و هنوز درگیر عمل آوردن مرکب هستم ( البته یک جای کار ایراد پیدا کرده و به نتیجه ی مطلوب نرسیده ام و دارم خطا و آزمون میکنم) و انشااله نتیجه عملی را اینجا ثبت خواهم کرد.
در جایی مطلب زیر را دیدم و در اینجا آوردم که مورد تامل قرار گیرد:
در مطلب زیر علاوه به اشاره به نکات ارزشمندی که جمله جمله اش جای بررسی و تفکر دارد، در باب مرکب فرمول عجیبی مطرح شده است که جای تامل دارد.
شرح قصیده رائیه ابن بواب
ابن بواب از بزرگان خوشنویسی است که در رشد و تعالی خط بسیار کوشا بود. در ابتدا پیرو محمد بن اسد بود و بعد با دیدن آثار ابن مقله ی شهیر، دلباخته ی آن نابغه شد. خط ریحان و محقق را او اختراع کرد و چندین قرآن نوشت. و پس از عمری پرتلاش، به سال 413 هجری قمری در بغداد وفات یافت.
مجموعه زیر از متن ترجمه شده ی وی بر گرفته شده است:
ای آنکه اراده ی خوشنویسی و قصد خط داری، اگر عزم تو در امر کتابت صادق است، در امر تسهیل از جناب حق توفیق طلب.
همواره قلمی را (که) زیاد سخت و هموار باشد آماده کن تا صناعت تحریر چنانچه باید آماده گردد.
وقتی اراده کردی قلمی را بتراشی، قلمی را که طول و عرضش معتدل باشد انتخاب کن و حد وسط را فرو مگذار. به قلم نگاه کن از آن طرفی که ظریف و باریک باشد بتراش.
در شکافتن قلم وسط را انتخاب کن تا نسبت شکاف به طرفین مساوی باشد. باید آنچنان که ذهن طالبی واقف به روح کلام است نقش مرام علی وجه الاتقان نوشته شود.
تمام عزم تو به جانب قط قلم باشد، چنانکه قط قلم از اهم شرایط است. بعد از قط قلم، پشت آنرا به خاک بمال تا چرک و چربی آن محو گردد و مرکب را خوب بگیرد.
به کشف راز مکتوم قط طمع مکن که من اینرا بیهوده به تو میگویم، بلکه در افشای این راز من بخل می ورزم. در این باب آنچه قابل ذکر است بطور خلاصه اینکه قط نه زیاد منحرف و نه زیاد مستقیم، بلکه متوسط باید باشد.
لیقه را با دوده در دوات بگذار، آنگاه با سرکه یا آبغوره قاطی کن.
هرگاه منظور تلوین مرکب باشد، کمی زرنیخ و کافور را باید امتزاج کنی.
وقتی تخمیر مرکب به پایان رسید کاغذ تهیه کن و کاغذ کاملا نرم و ناعم و نقی اختیار کن.
چون این کارها انجام شد، به خط استاد مداوم نظر کن و به جبر نفس و رنج و مشقت صبر کن که با صبر ز غوره حلوا سازند.
در امر قلم بلوح مشق ثابت قدم باش و با عزم جزم دامن همت بالا زن.
در آغاز مشق مگو که خطم زیبا نیست و خجالت مکش که باعث فتور عزم تو باشد. آغاز هر امری مشکل و بعد خوب می شود، آخر هر سختی آسانی است.
به طلب کمال اقدام کن، وقتی به مطلوب خود رسیدی شادی فراوانی تو را حاصل آید و پاداش خود بازیابی.
به مناسب نائل شدن به مراد، شکر خدای بجای آور که خدای تعالی شکر گذاران را دوست دارد.
دست و قلم را از تحریر مفاسد نگه دار و در این دار غرور، چیزی به یادگار بگذار که باعث نام نیک گردد. زیرا فردای قیامت جریده اعمال انسان ارائه می گردد و هر کس آنچه را انجام داده می بینند.
موارد دیگری در مکاتبات بعدی بین من و آقای آزرم در مورد مرکب مطرح شد که به شرح زیر می باشد:
سلام
جناب آزرم
در مورد ساخت مركب هم به نظر ميرسد كه به لطف شما از جميع جهات اطلاعات لازم جمع آوري و آماده شروع باشم
كليه روشها را مقايسه كردم ( جدول مقایسه ای را در وبلاگ گذاشته ام) روش استاد عماد الكتاب مقبولتر ومطلوبتر به نظر ميرسد. مواد لازم را آماده كرده ام و اگر عمري بود احتمالا همين روزها شروع ميكنم و اميدوارم با رسيدن به مركبي خوب وارسال براي شما بخشي از الطاف شما را جبران كنم
تاكنون دوده را چربي گيري كرده ام و آنهم بدين صورت كه در كوره هاي آزمايشگاهي مخصوص متالورژي ( ذوب فلزات آزمايشگاهي) آنرا در بوته سيليكون كاربايد تا 850 درجه حرارت دادم، دود حاصل از چربي متصاعد شده و بوته و دوده كاملا سرخ شدند طوري كه بعد از بيرون آوردن دوده از كوره و پهن كردن آن بر روي سيني ، تا حدود5 دقيقه هنوز دوده سرخ بوده و تا 20 دقيقه دوده داغ بود، با لمس كردن آن فكر ميكنم خوب چربي گيري شده باشد
نكته اي را ميخواستم بپرسم و آنكه فرموده بوديد مركب نهايي را در شيشه و در معرض مستقيم آفتاب قرار دهيم. چه مدت؟ و آيا آفتاب باعث اتفاقي مانند تخمير و تغيير تركيب مركب نميشود؟
ارادتمند
قاسمی
***
سلام سعید عزیز
در خصوص دوده ، شما حسابی دمار از روزگار دوده و چربی دوده درآورده اید ظاهرا. حقیقتش من اون درجه حرارت را تجربه نکرده ام و امیدوارم که دوده اشکالی پیدا نکرده باشه. که البته از علائم بارز سلامتش اینه که وقتی مقداری از آنرا بین دو انگشت بهم دیگه میسایید باید مثل "سرمه" براحتی در درون شیارهای انگشت و بخوبی نیمه جذب شود ، اگر چنین بود در سلامتش شک نکنید
از جهت آفتاب ، سعید جان ، بنظر بنده هر چه در معرض مستقیم آفتاب باشه و حسابی در آفتاب ظهر گرم بشه بهتره و از نظر زمان هر چه بیشتر ، بهتر. هر وقت که آفتاب زهر خودش را از دست داد و گرمی آن از بین رفت ظرف را بداخل اتاق ببرید و حسابی بهم بزنید تا باصطلاح "صلایه" یا "قوام" پیدا کنه. هر چه بیشتر بهم بزنید بهتر و بهتر. ضمنا چنانچه در تابش مستقیم آفتاب گذاشتید حتما درب ظرف شیشه ای را کمی نیمه باز بگذارید تا گاز تشکیل شده در ظرف امکان خروج داشته باشه وگرنه که امکان ترکیدن شیشه زیاد است. نیمه باز گذاشتن درب ظرف منجر به ورود گرد و غبلر نشه. مثلا اگر درب ظرف شیشه ای "پیچی" است آنرا چند پیچ باز کنید تا باصطلاح "لق" باشد و در عین حال گرد و غباری هم واردش نشود
من در کنار این توصیه میکنم که هنگامی که صمغ و دوده را خوب با هم عمل آوردید از "گلاب" غافل نشید ، من اگر قرار بود که برای ترکیب دوده و صمغ از 10 ظرف آب استفاده کنم ، 3 الی 4 ظرف آنرا گلاب استفاده میکردم ، البته گلاب فوق العاده خوب ، یعنی 7 یا 6 ظرف آب و 3 الی 4 ظرف گلاب. گلاب خیلی به عطر مرکب و جریان مرکب کمک میکنه. ضمنا بنده از زعفران عالی هم استفاده میکردم. که زعفران را هم در محلول دوده و صمغ استفاده میکردم
از زور بازو غافل نشید. این مرکب هر چی بمونه بیشتر جا میافته (درست مثل ترشی) ضمنا هر وقت که با مرکب کاری ندارید آنرا از تابش آفتاب بی نصیب نگذارید . این لحظات داشتن آفتاب تابستان را غنیمت بشمارید. تاکید شدید میکنم که هروقت مرکب شما نیاز برقیق کردن داشت ، فقط از گلاب یا آب کاملا مقطر استفاده کنید.
فراموش کرده بودم که عرض کنم ، بنده زاج سفید را گوگرد گیری میکردم و بعد از آن در ساخت مرکب استفاده میکردم. ضمنا شما الآن در چه مرحله ای از ساخت مرکب هستید و تا کجای کار پیش رفته اید؟
موفق باشید
آ. آزرم
***
سلام
دوده را همانطور که فرمودید تست کردم تفاوت زیادی از نظر نفوذ بر پوست دست با دوده ی چربی دار ندارد و فقط خشک بودن ان احساس میشود
در مورد ضدعفونی کردن با آفتاب همه ی رهنمودها یتان درست ولی بنده متاسفانه یه کمی تکنولوژیست تشریف دارم! و لذا پیشنهاد ضد عفونی کردن در دستگاه اتو کلاو را میکنم
مستحضر هستید دستگاه اتوکلاو برای ضد عفونی کردن وسایل مثلا دندانپزشکی و اتاق عمل بکار میرود و بسیار موثر عمل میکند
د رمود صلایه کردن هم دستگاههای هست بنام انکوباتور که دارای صفحه ایست که مدام در حال حرکت است و میتوان 24 ساعت و به مدت نامحدود محلولی را بهم زد و اون موضوعی که ظرف مرکب را به گردن شتر میبسته اند را خیلی بیشتر و اصولی تر تامین میکند
قربان شما و ارادتمند
سعید قاسمی
***
سلام جناب "سعید" خان
امیدوارم که خوب و خوش باشید. مطلبی که مدام یادم میرفت مطرح کنم ، قدردانی از زحمت فراوون شما بود در تهیه جدول مربوط به ساخت مرکب که واقعا در خور تعریف و تمجید بود و هست ، دستتون درد نکنه که اینقدر همت بخرج میدین ، امیدوارم که بازدید کنندگان ، قدر بدونند و درک کنند.
در باب مرکب از این جهت که بقول خودتون "تکنولوژیست" هستید که جای بسی خوشوقتیه و بسیار هم عالیه . حقیقتش این کاملا یه نظر شخصیه ، اما بنده ترجیح میدم که تمام چیزهایی که بروش سنتی و طبیعی درست میشن ، تموم مراحل ساختشون هم تماما دستی و طبیعی باشه و مورد "آفتاب" را هم ، غیر از مسئله "ضد عفونی" و "حرارت" بطور احساسی تصور میکنم که در آفتاب چیزی هست که مواد مرکب را بهتر عمل میاره و اونو یکدست میکنه و در اجزائش بهتر نفوذ میکنه. البته منو ببخشید اما این یه نظر کاملا شخصی و احساسی بود و نه اینکه دستگاههایی مثل "اتوکلاو" یا دستگاههای "هم زن یا مخلوط کن" ماشینی کار را درست و صحیح انجام نمیدن.
همیشه فکر و احساس میکنم که در حرکات طبیعی و عادی یه چیزهایی نهفته که ماشین نمیتونه جاشونو پر کنه و چیزهایی از وجود ما بهش انتقال پیدا میکنه که ماشین از این انتقال عاجزه. درست مثل نوشتن "خط" که بنده بشدت معتقدم که در نوشتن یک قطعه "خط" یا کلا در خلق یک اثر هنری ، چیزهایی یا تکه هایی از روح و وجود خود هنرمند هم به درون "اثر"ش انتقال پیدا میکنه که بظاهر دیدنی نیست اما کاملا حس میشه. این درست همان جیزی است که ما را به حیرت وا میداره که چرا آثار قدما و گذشتگان ما اینقدر به دل و روح ما میشینه و نفوذ میکنه و ما را متحیر میکنه ، این دقیقا بخاطر اینه که گذشتگان ما دارای ایمان و اعتقادات زلال و پاکی بوده اند که همه در آثارشون احساس میشه و همش فکر میکنیم که اینا مثلا چطور مینشسته اند و یک قطعه خط غبار شکسته که چشم ما بزحمت میتونه حرکات اونو ببینه و دنبال کنه را مینوشته اند و بنظرمون میاد که همه اینا ناشی از قدرتهایی بوده که برای ما قابل درک و فهم نیست.. و اکثرا هم اونا رو به نیروهای فوق بشری و زمینی نسبت میدیم
اگر یک ظرف سفالی دست ساز قدیمی رو ببینید ، در عین سادگی و نداشتن زرق و برق اینقدر میتونه به دلتون بنشینه و روحتون را حال بیاره که صدها نوع ماشینی مشابهش اون لذت رو براتون نداره. خیلی از بحث اصلی پرت افتادم اما فکر میکنم تونسته باشم منظورم رو از طرح "آفتاب" یا "زور بازو" بیان کنم
شب و روزتون خوش
آ. آزرم
***
سلام
فرمايشات شما كاملا صحيح و درست است و مورد نظر بنده هم هست ولي ما كه زور و بازوي قدما و كيفيت زندگي آنان را كه نداريم ، يعني هيچ چيزي از آن شرايط را نداريم و ناچارا بايستي از همين وسايل استفاده كنيم
فعلا دوده را چربي گيري كرده ام و دارم ظرف و ظروف و اسباب و آلات را فراهم ميكنم و خوشحال ميشوم كه در اين مسير هم تنها نباشم
حقيقتش تصميم داشتم زاج را گوگرد گيري كنم ( البته فكر كنم در اصل گوگرد گيري نيست و قدما اينطور نوشته اند بلكه زاج كه سولفات آبدار الومينيوم و پتاسيوم است را با سوزاندن خشك آب تبلورش را ميگيرند و قدري خواص حلاليتش تغيير ميكن) ولي مردد بودم ، با فرموده ي شما همين كار را ميكنم
ميخواهم در همان كوره و با حرارت حدود 400 يا 500 درجه اينكار را بكنم، راه ديگري مد نظرتان هست؟
ارادتمند
قاسمي
***
سلام
بنده متاسفانه از "شیمی" اطلاع کافی ندارم اما بنظر شما در اون درجه حرارت به اصل خاصیت و نقش اون در ساخت مرکب لطمه ای وارد نمیشه ؟ ضمنا مازو را چکار کردید؟ از چه نوعی تهیه کردید؟ از نوع سبز یا همان نوع خشک شده موجود در بازار؟ در نسخه های ساخت که اکثرا بنوع "سبز" و بی سوراخ آن اشاره کرده اند. این ترکیب صمغ و دوده و عمل آوردن اون بسیار مهمه و باید محلول غلیظ و قوام یافته ای حاصل بشه که نتیجه کار خیلی بستگی به اون داره . و بهتر از بنده میدونید که از مخلوط شیره "مازو" و زاج" هم در موقع آمیزش با صمغ و دوده باید خیلی کم کم این کار را انجام داد و بعد از هر دفعه که کمی از آنرا با صمغ و دوده مخلوط کردید باید خوب تکان بدین تا کاملا با هم مخلوط بشن و از نو همین کار را برای دفعات بعدی تکرار کرد و در نهایت که هر دو محلول با هم ترکیب شدند باید "یا علی" گفت و عمل صلایه نهایی را شروع کرد
من در مورد "زاج" اونرو میکوبیدم و خرد شده اون رو در تابه ای میکردم و روی حرارت نه تند و نه ملایم بهم میزدم تا زمانی که دیگه هیچ دودی از اون بلند نشه. شیره مازو را هم بعد از اینکه اون آب صاف و زلال میشد میگرفتم و کم کم با زاج مخلوط میکردم. انشاءالله کی کار اصلی را شروع میکنید؟ ضمنا مرکب در ابتدای کار شاید دلچسب بنظر نرسه ، باید حسابی عمل بهم زدن را انجام داد و هیچ عجله ای برای استفاده فوری از آن نکرد. شاید باورتون نشه اما بعد از همه این سعی و خطاها زمانی که مرکب ساخته بنده کارش تموم شد و قابل استفاده شد اینقدر ذوق و شوق اینو داشتم که به هر کسی میشناسم مقداری از اونو بدم تا اونا هم آزمایشش کنند و نظر بدهند رو داشتم که برای خودم دیگه چیزی باقی نمونده بود و بعد از مدتی به استادم "عباس قناعت" رجوع کردم و مقداری از مرکب خودم را از ایشون گرفتم
پیروز باشید
آ. آزرم
***
سلام دوست گرامي
ممنون از اينكه وقت ميگذاريد و جواب ايميل را سريع ميدهيد
زاج قاعدتا نبايد در 400 درجه لطمه اي بخورد چرا كه درجه حرارت تابه فلزي همين حدودها است ولي با اين آلارمي كه فرموديد دقيقا بر اساس روش گفته شده و بر روي صفحه اي مسي آنرا آبگيري ( يا گوگرد زدايي خواهم كرد) و سپس مورد استفاده قرار ميدهم
ابتدا عرض كنم كه با مقايسه روشها تركيب روش عماد الكتاب و روش مير علي هروي را انتخاب كردم بدين صورت كه تركيب مواد اصلي بر اساس روش عماد الكتاب و مواد فرعي و روش فرآوري بر اساس هر دو روش
مازو را همان مازوي سبز درسته و بدون سوراخ يافتم البته چند دانه اي كه بيشتر از 2 يا 3 درصدي از كل نبود سوراخ داشت و من همه آنها را در هاون خورد كردم تا حدي كه به اندازه اي درشت تر از دانه هاي شكر شد و آنرا خيسانده ام و ميخواهم بر مازورا بجوشانم و مواد اضافي روي آنرا بر اساس فرمول بگيرم
به اضافه اينكه بر اساس روشهايي مانند روش مير علي تبريزي نشادر را به مرحله ي بعمل آوري دوده و صمغ استفاده نموده و آب حنا و وسمه و مورد را هم ميخواهم به مخلوط زاج و مازو اضافه كنم و اب زعفران اعلا و نبات در مراحل انتهايي كار
راستي به نبات مصري در روش ميرعلي هروي اشاره شده بود ولي عطار گفت اين نبات مصري در آب حل نميشود و لذا تصميم گرفتم از نبات اعلاي معمولي استفاده كنم
ضمنا طبق فرموده ي شما گلاب هم فراهم كرده ام و كمي عرق نسترن كه در يكي از روشها به آن اشاره اي شده بود
صمغ را خيسانده ام تا پس فردا و امروز و فردا را هم كارهاي آماده سازي زاج و مازو وموارد ديگر را انجام ميدهم تا انشالله عصر سه شنبه يا صبح چهاشنبه فراوري دوده و صمغ را شروع كنم
هر جايي كه نياز به اصلاح است اطاعت ميكنم
قربانتان
سعيد قاسمي ***
سلام
در مورد مازو ، توصیه به چند پاره کردن آن کرده اند و من هم همانطور رفتار میکردم. نمیدونم که کل اجزا را به چه مقدار و وزنی تهیه کرده اید ، اما فکر میکنم بد نباشه اگه از نظر مقدار قابل ملاحظه است ، آنرا در 2 قسمت کاملا جداگانه تهیه کنید (منظورم اینه که هر دو روش را جداگانه تهیه کنید) بنده اصلا تجربه "نشادر" و "نبات مصری" را ندارم اما آنچه که مسلمه اینه که آب حنا و وسمه و مورد اشکالی نداره . در مورد مازو بد نیست با حرارت خیلی کم و فوق العاده ملایم گرم بشه تا شیره اون کاملا بیرون بزنه و یا هم در جای گرم و یا آفتاب. فکر میکنم ترکیب روشها نتیجه جالبی بدست نده. راستی ببینید اون تکان دادن با دستگاههای ماشینی آزمایشگاهی کمی تفاوت داره ها !!!! چون دستگاهها بصورت دورانی این کار را انجام میدن اما تکان دادن بشکل اینکه اگر ظرف را با دو دست بگیرید (یکدست در بالای ظرف و یک دست در زیر ظرف) باید طوری باشه که محلول توی سر همدیگه بخورند یعنی تقریبا از بالا به پایین و بالعکس ، این به قوام اومدن مرکب خیلی کمک میکنه
اما فرآورده ای که شما دارید اینقدر برای تهیه اش تلاش میکنید ، محصول خوب و نابی از آب در میاد و انشاءالله نتیجه کار خستگی زحمتی که میکشید را از تنتان بیرون میکند و تا مدتهای زیادی شما را از محصولات بی کیفیت بازار بی نیاز میکنه ، اما شما مثل بنده عمل نکنید ، و بمقدار کافی برای خودتون ذخیره کنید. راستی شما عادت بنوشتن مراحل و کارهایی که میکنید دارید؟ خیلی خوبه که اونا رو ثبت و ضبط کنید و از این تجربه اول برای دفعات بعدی استفاده کنید
با آرزوی موفقیت برای شما
آ. آزرم
***
سلام
قربونتون برم
ضمن تشكر ار نكات اصلاحي حتما با دق از ياداوريهايتان استفاده ميكنم
من دوده را 100 گرم گرفته ام و صمغ 300 و زاج و مازو را هم هر كدام 100 ،هنوز هم مواد تا حدود 3 برابر دارم
روش ها هم خيلي از نظر اصول تركيب نشده است ساختار اصلي روش همان عمادالكتاب است و تنها مواردي مثل مخلوط كردن حنا و نشادر اضافه شده كه شايد امتحان آن بد نباشد
بعضي موارد مثل خورد كردن مازو را ديگر انجام داده ام و ناچارم يكبار تا آخر راه بروم ببينيم چه ميشود اگر نتيجه ي خوبي بدست آيد روش سنتي- ماشيني خوبي كه بدون زور بازوهم قابل دستيابي باشد را يافته ايم كه به دفعات قابل تكرار است
بله مراحل را هم مينويسم كه بماند براي تكرار يا اصلاح
سعي ميكنم حركات ماشين آلان همين نكته را تامين كند
انشالله اگر چيز بدرد بخوري بدست آمد حتما بيدريغ براي شما و اقاي ملكزاده خواهم فرستاد و خودم هم البته
سايه تان مستدام
قاسمی
***
سلام
پس توکل کنید بخدا و یا علی را بگید . حتم داشته باشید که محصول خوبی بدسستون میرسه
در پناه حق
آ. آزرم
***
سلام
سوال فوري
زاج موقع حرارت دادن ذوب ميشود و ميجوشد و بعد خشك ميشود؟
قربان شما
قاسمی
***
سلام
بله . درست بهمین شکل در میاد . ظاهرا آب موجود در ذات "زاج" از دل اون باید بیرون بزنه و تبخیر بشه
آزرم
***
سلام
آقا ممنون
يه كم را اول آزمايشي ريختم روي تابه و وقتي ذوب شد ترسيدم
پس حسب راهنمايي شما ادامه خواهم داد
قربان معرفت شم
قاسمی
***
سلام
نگران نباشید ، کارتون درسته و نتیجه هم قطعا بسیار عالیست
بسم الله الرحمن الرحیم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم(سعدی علیه الرحمه) تلاش بر آن است که این وبلاگ محلی برای اطلاع رسانی و تبادل نظرات و تجربیات تخصصی هنروران هنر خوشنویسی باشد و امید است منبعی شایسته پدید آید از نگفته های هنر خوشنویسی، که به کار هنروران حال و آینده آید. بدیهی است هر گونه بحث نامرتبط و حاشیه ای غیر قابل درج بوده و حذف میگردد (لذا قبلا از عدم درج یا حذف اینگونه مطالب پوزش می طلبیم). مسئولیت هرگونه الگوبرداری و استفاده ی کاربردی(آزمایش، استفاده و کاربرد) از مطالب این وبلاگ به عهده کاربران محترم میباشد. اطمینان داریم استفاده کنندگان از این وبلاگ دارای شخصیت سالم اجتماعی و هنری بوده و تعهد اخلاقی لازم برای بهره برداری صحیح و اصولی از مطالب داشته و استفاده های نابجا به منظور انتفاع شخصی یا گروهی مانند تالیف،چاپ،ارائه و... را نخواهند نمود. ×××××××××××××× دوستان عزیزی که مطلبی مطابق با موضوع و سطح این وبلاگ دارند، میتوانند در صورت تمایل منت گذاشته و آنرا به ایمیل اینجانب ارسال نمایند تا بنام خودشان در اینجا ثبت و درج گردد.