بيش تر از ستايش مفاهيم
دربخشي از كارت دعوت نمايشگاه آثار استاد مجتبی ملك زاده که در 25 آذر سال جاری در گالری شکوه برگزار شد، جمله اي از شاملو در مورد خط، با خوشنویسی شكسته ي استاد نوشته شده است ، آخرين كلمات اين جملات ناب ترين و شایسته ترین مطلب در مورد خط است كه قلم شاعرانه و معتبر شاملو آنرا بيان كرده است: " ...ميخواستم بگويم كه به خط خوش نوشتن ستايش مفاهيم است." شاملوی بزرگ چه كشف ظريفي كرده است و چه صادقانه و معتبر و گویا آن را گفته است. جان این کلام را تنها شاعر بالفطره ای چون شاملو میتوانست بگوید.
اما آنچه در نمايشگاه جمعه 25 آذر ديديم تنها ستايش مفاهيم نبود، بلكه بيش از ستايش مفاهيم، نمودي به حق از ذات و جوهره و ماهيت جمله ها ومفاهيم شعر سپيد در قالب ايراني ترين خط یعنی خط شكسته بود. يكي از ظرافتهاي بصري هنر ايراني كه در طول قرن ها درخشيده است كشف تناسب مطلب و محتوا با نحوه ي اجرا و ارائه است، این مهم در همه ی هنرهای ایرانی از معماری و نگارگری و خوشنویسی و موسیقی و ... خود را نشان داده است. نمونه ای از هزاران مثال، آواز ایرانی است، که بار معنایی کلمات را هنرمند آواز خوان در طراحي و اجراي صحيح و به جا و اداي آوازي و موسيقايي كلمات نشان میدهد ( مثل چگونگی اجرای آوازی کلماتی مانند آه – فریاد – گریه و ... و تداعی حس نهفته در این کلمه ها برای شنونده.) ، در خوشنویسی هم هنرمند خوشنویس در صورتی میتواند مخاطب را در کنار اثر خود میخکوب کند که به رمز تداعی بصری حروف و معنای آنها دست یافته باشد. از این رو است که نوشتم آثار جدید استاد ملک زاده چیزی بیش از ستایش مفاهیم است، زیرا ایشان به راز و رمز تنیدن جلوه ی بصری حروف وکلمات با محتوا دست یافته است. آنچه در شعر سپید شاملو بود در تابلو های استاد ملک زاده قابل حس بود، حتی مدعی هستم نیازی به خواندن و دریافتن جمله ها نبود بلکه کلیت بصری حاکم بر هر اثر حس محتوای آنرا منتقل می کرد، و بدیهی است که رسیدن به این نقطه از هنر ناب در این وانفسای تکرار و تکرار ها در فضای خوشنویسی معاصر واقعه ای شگفت و ستودنی است که تنها از انسانی زلال و بی آلایش همچون استاد مجتبی ملک زاده بر می آمد و می آید.
نمیدانم از کی و چگونه تذهیب وارد هنر خوشنویسی شده است، به نظرم میرسد هنرمندان خوشنویس گذشته که در کتابخانه ها و نهادهای دربار بزرگان و شاهان بوده اند برای آنکه دست نوشته ی خود را فراخور دربار کنند ، آنرا با طلا اندازی و رنگ و تزیین می آراسته اند که در نظر شاهان خوشتر آید و لذا این تذهیب کردن علیرغم آنکه امروزه بهانه وضرورت خود را از دست داده، ولی بصورت آفت جدانشدنی خوشنویسی معاصر درآمده است و حتی در اکثر موارد رنگ و تذهیب پوششی بر ضعفهای اجرایی شده و وظیفه ی پنهان کردن خرابی ها را دارد و می شود به جرات ادعا کرد که اگر تذهیب نبود خیلی از آثار معاصر از حیز انتفاع ساقط می شد و هم تکیف خوشنویسش معلوم می شد و هم تکلیف مخاطبش! ؛ هدفم از بی مهری به تذهیب این بود که به این نکته برسم که اگر در این دوره ی حاکمیت اجباري تذهیب ، خوشنویسی بتواند اثری بدون نیاز به تذهیب بیافریند و خط او به تنهایی و بدون تذهیب روی پای خود بایستد، کاری کاملا هنری انجام داده و به مرز واقعی هنر رسیده است، و استاد ملک زاده در دو نمایشگاه سال گذشته و امسال خود این قدرت اجرا و هنرمندی خود را به اثبات رسانده است و خط شکسته ی خود را به مرزی از کمال رسانده است که تذهیب در آن درونی شده و به تنهایي و با قدرت در صفحه ی کاغذ دلربایی می کند، به جد معتقدم هم اکنون کمتر خوشنویسی به این کمال رسیده است، به قول معروف اگر کسی مدعی شکسته نویسی است این گوی و این میدان بدون خط كشي و رنگ و تذهیب.!
نکته ی دیگری که در مورد آثار نمایشگاه اخیر استاد ملک زاده میتوان بیان کرد این است که ایشان به انتزاع رسیده و آنچنان زواید را از پیکره ی خط زدوده است که دیگر تنها خط دیده نمیشود بلکه یک کلیت بصری زیبا وهنرمندانه را در هر اثر می توان دید. در این آثار اجزا ی خط و ترکیب بندی و ... همه در حد کمال اجرا شده ، و موفقیت هنرمند در اجرای شعر سپید – با محتوا و قالب نوین – با استفاده از خوشنویسی سنتی شکسته و تطبیق و تداعی کامل این دو با یکدیگر آثاری منحصر به فرد و موفق را پدید آورده است. جدای از به کار بردن قلم های ریز و درشت و ترکیب بندی و کرسی بندی های بدیع، استفاده از سفیدی کاغذ و حاکم کردن سفیدی در کلیت هر اثر بدون آنکه منجربه فشار بی امان سفیدی کاغذ بر سیاهی حروف و در نهایت باعث فرو ریختن جمله های خوشنویسی شده بشود، کاری است کارستان. شاید مهمترین شرط و اصل در خوشنویسی سنتی ایجاد تعادل در سواد و بیاض ( سیاهی و سفیدی) است و خوشنویس موفق کسی است که بتواند با حاکم کردن سیاهی حروف این تعادل را در حد اعلا ی خود ایجاد کند؛ اما نکته ی مهم آثار استاد ملک زاده آن است که ایشان برعکس خوشنویسی سنتی موفق به حاکم کردن سفیدی شده و برعکس تعادل را در بیاض و سواد ( سفیدی و سیاهی) ایجاد کرده است ، بطوری که در هر اثر شاید حدود 80 درصد سفیدی و حدود 20 درصد سیاهی حروف دیده می شود و اين سفيدي آنچنان لازم و ضروري و ميزان است كه بدون آن اثر قدرت بصري خود را از دست مي دهد. نوع و اندازه ي فيلت و پاسپارتوي سفيد هم اين جلوه ي بصري را موفق تر كرده است.
استاد ملک زاده همه ی این محدودیت ها، از حذف تذهیب و رنگ گرفته، تا نوشتن بر کاغذ سفید و طول های گوناگون جمله های شعر سپید را در پنجه ی هنرمند خود گرفته و خمیرمایه ای از انتزاع را بر آن حاکم کرده و این آثار شگفت انگیز را آفریده است.
در نمایشگاه به یکی از دوستان عرض می کردم که خدا را بسیار شاکرم که در زمانه ای زندگی می کنم که استاد ملک زاده زیست میکند و من میتوانم از نزدیک شاهد احياء و باليدن خط شكسته ي اصيل و درست، و همچنين آموختن همه جانبه از ایشان باشم. در زمانه ای که خط مظلوم شکسته را به نام نوآوری و خلاقیت به انحراف کشیده اند و نوشته های ضعیف حتي با مفردات و اجزاي به قهقرا رفته را به زور تذهیب و رنگ و حرف های شبه عرفانی تاريخ گذشته به خورد مخاطب مظلوم می دهند، ازوجود استاد مجتبی ملک زاده به عنوان تنها پرچمدار و احیاء کننده ی خط مظلوم شکسته احساس سربلندی و سرافرازی می کنم و خدا را سپاس می گویم.
در پایان، سعی کردم عکسهایی را از آثار در اینجا بیاورم، از آنجا که تصویرها با دوربین عکاسی شده اند، به لحاظ حذف تابش نور چراغها در برخی موارد عکسها کمی کج شده اند ولی قابل دیدن می باشند. لینک تصاویر در آخر متن قابل مشاهده است و تقاضا می کنم عزیزانی که آثار را در نمایشگاه دیده اند و یا در اینترنت عکسهای آن را می بینند در بحث و بررسی آنچه معروض داشتم شرکت کنند و فارغ از بحثهای حاشیه ای به بررسی و بحث تخصصی و هنری بپردازند؛ باشد که دوستان و عزیزان این فرصت آموختن را به حقیر بدهند. اطمينان دارم كه استاد ملك زاده – بر خلاف ديگراني كه خود را از ساحت نقد مبرا مي دانند و تا ابد در گذشته ي خود به سير قهقرايي مي روند- نه تنها نقد را بر مي تابد بلكه از آن براي كمال شكسته نويسي ایران بهره مي برد.
چند تصویر از آثار نمایشگاه اخیر استاد مجتبی ملک زاده:
با کسب اجازه از استاد مجتبی ملک زاده و موافقت ایشان مبنی بر اجازه ی اسکن تعداد محدودی از صفحه های کتاب، و با تاکید به ضرورت رعایت حقوق معنوی صاحبان کتابها، بخشی از کتاب سطر ایشان را در اینجا می آورم.
جدای از آثار زیبا و بسیار آموزنده ی استاد، توجه دوستان را به مطالعه ی دقیق مقدمه ی کتاب جلب می کنم. الحق نگارش ایشان همچون خطشان زیباست و نثر شیوا و دلربایی نوشته اند که هم زیباست و هم آموزنده، هم تاریخ شکسته نویسی است و هم ظرایف زیادی از استدلال شیوه ها و تکامل منطقی خط شکسته. هر بار که این مقدمه را میخوانم نکته ی ظریف دیگری را می آموزم. در بحثهای اخیر که در مورد خط شکسته ی اصیل در سایت اطلاع رسانی وخوشنویسان ایران و سایتهای دوستان آمده بود مشخص شد که خیلی از هنرجویان و دوستان تاریخچه ی خط را ( خصوصا خط شکسته را) خوب نمیدانند. لذا مطالعه ی این مقدمه برای دانستن تاریخچه ی خط شکسته و همچنین دریافتن چگونگی تکامل منطقی خط شکسته و روند مجاز نوآوری و خلاقیت بسیار مفید است.
مجموع این تصویر ها حدود 13 مگابایت و شامل 22 برگ از کتاب است.
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
قبلا در یکی از پستهای قبلی در مورد نمایشگاه استاد مجتبی ملک زاده در شهر مس سرچشمه توضیح و تصویری آورده بودم ولی بدلیل مشکل پیدا کردن لینک عکسها، تصویرها قابل دیدن نبود، ضمن آنکه در آن پست چند تصویر محدود را از دفترچه ی نمایشگاه آورده بودم و کامل نبود. استاد ملک زاده سخاوتمندانه اجازه ی اسکن و درج دفترچه ی مزبور را به اینجانب دادند و لذا در اینجا همه ی دفترچه ی نمایشگاه را با کیفیت خوب می گذارم و مطمئنم مورد توجه و استفاده ی خیلی از تشنگان خط شکسته ی اصیل قرار می گیرد.
حجم تصویرهای زیر در مجموع 24 مگابایت است.
انشاالله در آینده آثار دیگری از استاد ملک زاده را (البته با کسب اجازه از ایشان) در وبلاگ قرار خواهم داد.
در دفترچه ی زیر ، جدای از آثار فاخر و بی بدیل استاد که منبعی است برای آموختن خط شکسته ی اصیل ، مقدمه ی حکیمانه ی استاد ملک زاده در مورد خط شکسته نیز مطلبی بسیار فاخر و آموزنده است.
علیرغم آنکه همه ی آثار در اوج قدرت و اصالت آفریده شده اند؛ ولی نظر دوستان را به آثار شماره 10 و 16 جلب می کنم. اوج اصالت، صلابت و ظرافت و زیبایی را در این دو اثر ملاحظه بفرمایید.
لطفا روی تصویرها کلیک کنید تا تصویر بزرگتر را ملاحظه بفرمایید.
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
در وبلاگ دوست هنرمند آقای علی امین هیهاتی آذر بحثی در مورد "شیوه ی جدید و قدیم شکسته نویسی" مطرح شد که در آنجا مطالبی را نوشتم ، آنرا کاملتر کردم و در اینجا آوردم.
اخیرا در محافل شکسته نویسان واژه های جدیدی ایجاد شده است که با این واژه ها سعی بر تمایز ایجاد کردن بین خط شکسته ی اصیل ( ادامه روش شکسته نویسی قدما) و رویه ی شکسته نویسی همانند استاد کابلی می گردد. متاسفانه تعصبهایی هم در این میان حاکم میشود و بعضا نقد و انتقاد شائبه ی انتقاد از شخصیت استادان گرامی را پیدا می کند.
در نقد خوشنویسی
دوستان اشاره به شخصیت والای استادان می کنند، بدیهی است همه ی استادان انسانهای
والایی هستند و در اوج اخلاق و انسان دوستی و هنردوستی هستند و در نقد هنر بحث
شخصیت افراد نیست بلکه در اینجا سوال و محور اصلی در مورد شیوه ی قدیم وجدید شکسته
نویسی است.
معتقدم این تقسیم بندی قدیم وجدید درست
نیست، چرا که ما هیچوقت در هیچ زمانی و هیچ خطی شیوه ی قدیم و جدید نداشته ایم
بلکه تکامل خط را داشته ایم. هیچوقت مرحوم گلستانه نفرمود که به شیوه ی جدید
مینویسد ( علیرغم انکه نسبت به متقدمین خودش متفاوت مینوشت) بلکه فقط شیدای خط
شکسته بود و بلا انقطاع مینوشت، همینطور میرزاغلامرضا و... ( که اگر قرار بود شیوه
ی قدیم و جدید باشد که هر کدام از آن بزرگان شیوه جدید داشتند و لذا افراد نسل بعد
شیوه ی جدید تر و نسل بعد تر شیوه جدیدتر تر را ابداع می کردند!). بنابراین این
تقسیم بندی که متاسفانه در نزد برخی دوستان هنرمند (که در کلاسهای استاد کابلی و
استاد حیدری تعلیم دیده اند) باب شده و گاهی از سر تفنن عنایتی به شیوه ی قدیم می کنند،
اصلا صادق نیست و نباید خط اصیل قدما را با اطلاق واژه ی "شیوه ی قدیم"
به حدی برسانیم که احساس تاریخ گذشتگی و به کار نیامدن و کهنگی را به هنرمندان القا
نماید.
نکته ی دیگر آنکه باید توجه کنیم
که در سیر تکامل خط اصول اولیه و بنیانی نباید تغییر کند. اگر دوستان ملاحظه
بفرمایند مرحوم درویش عبدالمجید خط پیشینیان خود را به کمال رساند و بعد توسط
شاگردان و نسل بعدی ادامه یافت تا به مرحوم گلستانه رسید ایشان هم خطی را که از
نسل قبل تحویل گرفته بود به نقطه ی اوج دیگری رساند. مرحوم میرزاغلامرضا هم شکسته
نویسی اش ادامه ی مرحوم عبدالمجید بود ولی متفاوت می نوشت اما ادعای شیوه ی جدید
را نداشت. نکته ی مهم در این سیر آن است که همواره خط تکامل پیدا کرده است ولی
جوهره و ذات وجودی اش تغییر نکرده ، مفرداتش تغییر نکرده ، اتصالاتش تغییر نکرده ،
شیب کشیده ها و حروف تغییر نکرده و قس علیهذا. تکامل خط مانند
دوی امدادی است که دونده قبلی مسیری را می دود و قطعه چوب ( یا چیز دیگری که درست
نمیدانم چیست!) را به دست نفر بعدی میدهد و نفر بعدی هم با همان روش قبلی و در
همان مسیر کار را ادامه میدهد و همینطور نفرات بعدی تا آخر. نکته ی مهم این است که
نفرات بعدی ممکن است تند تر،بهتر و با اسلوب تر و زیباتر بدوند ولی مجاز نیستد از
مسیر خارج شوند و در زمین چمن بدوند و آن قطعه چوب را هم مثلا با چیز زیباتر عوض
کنند و اسمش را هم بگذارند ابداع روش جدید دویدن.! تکامل خط هم عینا همین دوی
امدادی است و در طول قرون و اعصار خوشنویسان با همین روش امدادی، خط را تکامل
بخشیده اند و به نسهای بعدی هدیه داده اند.
ضمن احترام و دستبوسی جناب کابلی و ارج
نهادن تلاشها و زحمات ایشان ، حال سوال بنده این است که آیا خط شکسته ای که ایشان
مینویسند وتعلیم میدهند ادامه ی خط قدما است ؟ آیا مفردات ، کشیده ها، شکل حروف،
اتصالات و.. در خط ایشان همان هایی است که در خط شکسته ی مرحومان عبدالمجید و
گلستانه و میرزاغلامرضا و سایر شکسته نویسان قدیم بوده است؟ اگر نستعلیق نویسان هم
اجازه می یافتند که همانند آقای کابلی مفردات و فرم ها و شیبها و اجزای خط نستعلیق
را عوض کنند و خط نستعلیقی بنام شیوه ی جدید مینوشتند چه میشد و چه از آب در می آمد؟
(در این مرحله از نوشته ام دلم برای مظلومیت خط شکسته میسوزد). آیا در طول قرون
گذشته خوشنویسان الزاما سلختار خط قبلی را عوض میکردند و شیوه ی جدید ایجاد
میکردند؟ و خیلی آیا های دیگر...
بحث دوست داشتن شیوه و ارادت به استاد و
تعصب نیست ( که بنده جناب آقای کابلی را از صمیم قلب دوست میدارم و بزرگ میشمرم)
بلکه مهم این است که مسیر درست کدام است و چه کسی مسیر درست را رفته است. بنده
سالیانی عاشق شکسته نویسی بودم و چندین سال فکر کردم و مطالعه کردم و خطوط قدما را
تماشا کردم و آثار جناب کابلی را مطالعه کردم تا به این نتیجه رسیدم که خط شکسته ی
درست، در عصر حاضر تنها در دستان هنرمند استاد ملک زاده است. و خدا را شاکرم که من
را در این مسیر و این انتخاب قرار داد و الحق که تصمیم درستی گرفتم و شخصا به خودم
افتخار میکنم که به بیراهه نرفتم.
البته نظرم را به دوستان تحمیل نمیکنم ومعتقدم دوستان خود باید تصمیم بگیرند. پیشنهاد میکنم خطوط قدما و جنابان عطارچیان و مشعشعی و ملک زاده و کابلی را در کنار هم بگذارید و هفته ها ( نه یک جلسه) به دقت مطالعه کنید. از مفردات تا اتصالات تا شکل حروف تا شیبها و طولها و همه چیز را به دقت ببینید و مقایسه کنید – با توجه به این نکته که زیرساخت خط شکسته، خط نستعلیق است و قواعد نستعلیق ستونهای خط شکسته هستند - و تصمیم بگیرید. پیشنهاد میکنم برای مطالعه ی خطوط استاد کابلی حروف و اجزا را با قیچی بچینید و در یک سطر - نه معکوس و نه در زاویه های گوناگون بلکه در یک سطر- در کنار هم قرار دهید و برسی بفرمایید.
این نکته را هم جسارتا به دوستانی که بعضا به روش جدید قطعه ای مینوسیند عرض کنم و خواهش کنم که تفننی به اصطلاح به شیوه ی قدیم ننویسند ( خط شکسته فقط یک روش و سبک دارد و آنهم خط شکسته ی اصیل است)، بلکه اگر دلبسته ی خط شکسته ی اصیل هستند نزد یکی از استادان با اسلوب صحیح آموزش ببینند و خودآموز ننویسند که حداقل آفت این خودآموزی بی هویتی خطشان خواهد بود و حیف است که زحمت بکشند ولی هویت درست را کسب نکنند.
علاقمندم تجربیات
شخصی ام را در طول چندین سال مطالعه خط و تمرین شکسته نویسی اصیل بصورت قیاس شکسته
نویسی اصیل و خوشنویسی همانند استاد کابلی نیز در اینجا عرض کنم، البته این
تجربیات شخصی است وهیچ ادعایی بر صحیح بودن آنها ندارم :
- بنده در نهایت جسارت معتقدم آثار جناب استاد کابلی تصویرهای بصری زیبای گرافیکی هستند که با درکنار هم گذاشتن و هماهنگ ومیزان کردن حروف، الحق تصویرهای چشم نواز زیبایی را خلق نموده اند؛ اما شیوه ی جدید خط شکسته نیستند.
· - نوشتن همانند خط آقای کابلی خیلی سهل الوصول تر از نوشتن شکسته ی اصیل است و گوی زدن در میدان شکسته ی اصیل خیلی دشوار است.
· - در نوشتن همانند خط آقای کابلی، خوشنویس باید شکلهای دیگری از مفردات رابا اندازه ها و شیبهای متفاوت یاد بگیرد، در حالیکه شکسته ی اصیل از مفردات و اندازه ها و شیبها ی خط نستعلیق استفاده میکند و با جزیی تغییراتی از نستعلیق شکسته زاییده میشود.
· - اندازه های حروف و شکل اتصالات و طول و شیب کشیده ها در خط آقای کابلی با توجه به لزوم هماهنگی با حروف کناری تغییر میکنند و لی در شکسته ی اصیل همه ی موارد مزبور تابع قوانین ثابتی (همانند قواعد نستعلیق) هستند و تغییر چندانی نمی کنند. ( شاید یکی از دلایل سخت تر شدن نوشتن شکسته ی اصیل - که در بند دوم همین بخش اشاره کردم - همین باشد که همچنان خوشنویس باید تابع قواعد سخت و لایتغیر نستعلیق باشد و مجاز به فرار از قالبهای معین نیست، ولی در عین حال هم بایستی بتواند اثر شکسته ی زیبایی نیز خلق کند).
· - نوشتن همانند خط آقای کابلی در اندازه قلمهای مشقی و بالاتر امکان پذیر است و در اقلام ریزتر مانند خفی و غبار اصلا قابلیت اجرایی ندارد؛ ولی شکسته ی اصیل در همه ی اقلام خوب اجرا میشود خصوصا در اقلام ریز مانند خفی و غبار جلوه های منحصر به فردی را ایجاد می کند. (بیشتر آثار پرعیار مرحوم عبدالمجیدو سایر قدما در اقلام غبار است / البته اخیرا اقلا درشت –کتیبه- شکسته اصیل نوشته نمیشود ولی مرحومان عبدالمجید و گلستانه اقلام درشت پر عیاری هم داشته اند).
· - در نوشتن همانند خط آقای کابلی بیشتر جلوه و زیبایی آثار ناشی از معکوس نویسی و زوایه نویسی و هماهنگ نویسی حروف (جلوه های بصری گرافیکی) است و در سطر نویسی این جلوه به اندازه ی زیادی کاهش می یابد. در حالیکه اوج جلوه ی شکسته ی اصیل در سطر نویسی است.
· - برای نوشتن همانند خط آقای کابلی باید مرکب خیلی رقیق باشد ، ولی برای شکسته نویسی اصیل مرکب باید کمی رقیق ( کمی رقیقتر از مرکب نستعلیق نویسی) باشد. این زیاد رقیق بودن بعضا باعث کلفت نویسی وعدم ایجاد ظرافت میشود. ( شاید به همین دلیل خط آقای کابلی در اقلام ریز قابلیت اجرای با ظرافت را ندارد).
· - در نوشتن همانند خط آقای کابلی اگر در طول اجرا جزییاتی دارای ایراد بشوند با ادامه ی اجرا و معکوس نویسی و زاویه نویسی و هماهنگ نویسی ایرادات جزیی پوشیده شده ویا کمتر دیده می شوند ؛ اما در شکسته نویسی اصیل کوچکترین ایراد اجرایی به وضوح دیده میشود (همانند نستعلیق نویسی) و قابل پوشاندن یا کم اثر کردن نیست.
در پایان بازهم به ساحت همه ی بزرگان ادای
احترام میکنم و معروض میدارم که بنده همیشه از جلوه های بصری زیبای آثار استاد
کابلی لذت میبرم و قصدم از قیاس فوق جسارت نبود و فقط سعی کردن بدون تعصب خاصی نقد
کنم و تجربه ی ناقص خودم را عرض کردم وبس.
در موسیقی مقامی نواحی کرمان نوعی آواز محلی داریم بنام غریبی خونی که آوازهای بسیار زیبا و غم انگیزی هستند که ریشه در تاریخ کرمان دارند. یکی از این غریبی خونی ها این آواز است:
قلم سر می کنم از استخونم / مرکب گیرم از رنگای جونم
مرکب گیرم و کاغذ نویسم / برای دلبر شیرین زبونم
این شعر تا مغز استخوانم نفوذ کرد و دیدم حیف است لذتش را با دیگران شریک نشوم.

پارسال نگارخانه مس واقع در شهر مس سرچشمه ميزبان استاد مجتبي ملك زاده (كه افتخار شاگردي ايشان را دارم) بود و ايشان با كمال فروتني آثار ارزشمند خود را به نمايش گذاشتند و بسيار هم مورد استقبال خوشنويسان سرچشمه و شهرهاي اطراف يعني رفسنجان و سيرجان و شهربابك و كرمان قرار گرفت.
بروشوري توسط شركت ملي صنايع مس ايران چاپ شده بود كه بخشهايي از آنرا اينجا مي آورم:

مقدمه ي حكيمانه ي استاد ملك زاده در مورد خط شكسته (صفحه1)
مقدمه ي حكيمانه ي استاد ملك زاده در مورد خط شكسته (صفحه2)
چند نمونه از آثار استاد ملك زاده:
هنر خوشنويسي خيلي مظلوم است؛ در كشور ما هر شغل و مهارت و علاقمندي ساده و پيش پا افتاده اي مجله و رسانه و نشريه دارند الا خوشنويسي؛ هنرجويان خوشنويسي هم در انتظار خواندن مطلبي و ديدن خطي مي مانند ولي دريغ از دلسوزي؛ مرجع اصلي هم كه انجمن مركز است ولي مسئولين آن به دليل مشغوليات و گرفتاريهاي بيش از حد صندلي هاي مديريتي!! به تنها چيزي كه فكر نمي كنند همين است.
به هر حال؛چند روز پيش به لطف دوست و استادم آقاي علي ايزد خواه مجله ي كلك ديرين را ديدم و خيلي خوشحال شدم كه در اين وانفساي بي رسانه بودن هنر خوشنويسي انجمن شيراز همت كرده و اين فصلنامه را چاپ و نشر مي كند. از نظر محتوي و مطالب هم مجله ي خوب و معتبري است و به كار خوشنويسان مي آيد.

آخرين فرم اشتراك مجله كه مربوط به شماره 15 بهار 88 است را اينجا ملاحظه مي فرماييد.
هفته ي قبل خدمت استاد ملكزاده رسيدم. ايشان در مورد رنگ كردن كاغذ فرمودند عصاره ي كلم بنفش رنگ آبي متمايل به سبزي را به كاغذ ميدهد. اين كار را آزمايش كردم و رنگ آبي بسيار زيبا و ملايمي در كاغذ بوجود آمد؛ البته كلم بنفش را خورد كرده و كمي جوشاندم و عصاره ي آبي رنگ آنرا براي مطابق با روش ريواس به كار بردم. فقط تفاوت در اين است كه در انتهاي برداشتن كاغذ از محلول شستن با آب را انجام ندادم كه مشكلي را هم براي كاغذ ايجاد نكرد. نكته ي ديگر بوي كلم پخته است كه از نظر بعضي افراد كمي نامطبوع است ولي كم كم ازبين ميرود.
چند وقت پیش با راهنمایی دوستم آقای ایزد خواه ( که ایشان هم از استاد شیرازی شنیده بودند) سعی کردم کاغذ های خوشنویسی ام را رنگ کنم؛ برای این کار از گیاهی به نام ریواس استفاده کردم. این گیاه یک گیاه وحشی است که فصل بهار و تابستان در مناطق کوهستانی یافت میشود ( وشاید در بازار هم یافت شود) و داری برگهایی پهن و بزرگی ( بعضا حتی تا قطر یک متر) است و برای رنگ کردن کاغذ باید از برگ و ساقه ی آن استفاده کرد. با این گیاه کاغذهای کلاسه ی خوشنویسی خصوصا کاغذ های 150 گرمی گلاسه را میتوان به رنگ کرم و کاهی بسیار خوشرنگی در آورد.
روش کار: برگ و ساقه ی ریواس (خواه تازه باشد و خواه خشك شده) را خرد کرده ودر دیگ یا قابلمه ی بزرگی ریخته وتا دوبرابر حجم روی آن آب میریزیم تا کاملا با آب پوشانده شود و تا حدود ربع ساعت آرام میجوشانیم. عصاره ی بدست آمده را صاف کرده و در ظرفی میگذاریم سرد شود. برای رنگ کردن کاغذ عصاره ی ریواس را در ظرف بزرگی ( مانند سینی) که به اندازه ی کاغذمان باشد می ریزیم بطوریکه به اندازه ی چای پررنگ رقیق باشد و اگر انگشتمان را داخل آن بزنیم رنگی نشود و اگر غلیظ بود با آب آنرا رقیق میکنیم. کاغذ را بادقت در ظرف میخوابانیم طوری که تا نخورد وحباب نگیرد و میتوانیم کاغذهای بعدی را هم روی آن بگذاریم ( تاحدود 5 برگ خوب است) و بعد از حدود 10 تا 20 و حداکثر 30 دقیقه کاغذ های را به دقت بر میداریم و با گیره روی بند در جایی که سایه باشد و دور از باد هم باشد آویزان میکنیم. بهتر است با آبپاشهایی که آب را پودر میکنند دوطرف کاغذ را بشوئیم تا مواد اضافی روی کاغذ نماند. بعد از خشک شدن کاغذ قابل استفاده است.
زمان ماندن کاغذ در محلول رنگ را کم وزیاد می کند که بنا به سلیقه میتوانید هر زمانی را تجربه و اجرا کنید.
اگر کاغذ خیلی چروک یا لوله شده باشد میتوانید آنرا بین یک کاغذ مشابه روزنامه ولي غير چاپي ( مانند کاغذ الگوی خیاطی) بگذارید و بااتوی خیلی کم حرارت آنرا صاف کنید.
اگر کاغذ تاول میزند بدلیل مشکلات وجنس کاغذ است و اگر محلول عصاره را با آب نیم گرم ولرم کنید شاید کمتر تاول بزند یا اصلا نزند.
بهترین کاغذ برای رنگ کردن کاغذ 150 گرمی گلاسه است.
http://rapidshare.com/files/229391350/tohftolmohebin.jar.html
اين فايل را در موبايل نوكيا ان 95 نصب كرده ام و به خوبي كار ميكند و قابل مطالعه است.
اميدوارم قابل استفاده باشد.
http://en.wikipedia.org/wiki/Iron_gall_ink
http://www.knaw.nl/ecpa/ink/make_ink.html
http://www.algonet.se/~claesg/index.htm
اولا که مرکب ساختن بیشتر از آنچیزی که فکر میکردم سخت وزمان بر و دارای فوت وفن های ریز است و هنوز درگیر عمل آوردن مرکب هستم ( البته یک جای کار ایراد پیدا کرده و به نتیجه ی مطلوب نرسیده ام و دارم خطا و آزمون میکنم) و انشااله نتیجه عملی را اینجا ثبت خواهم کرد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
در جایی مطلب زیر را دیدم و در اینجا آوردم که مورد تامل قرار گیرد:
در مطلب زیر علاوه به اشاره به نکات ارزشمندی که جمله جمله اش جای بررسی و تفکر دارد، در باب مرکب فرمول عجیبی مطرح شده است که جای تامل دارد.
شرح قصیده رائیه ابن بواب
ابن بواب از بزرگان خوشنویسی است که در رشد و تعالی خط بسیار کوشا بود. در ابتدا پیرو محمد بن اسد بود و بعد با دیدن آثار ابن مقله ی شهیر، دلباخته ی آن نابغه شد. خط ریحان و محقق را او اختراع کرد و چندین قرآن نوشت. و پس از عمری پرتلاش، به سال 413 هجری قمری در بغداد وفات یافت.
مجموعه زیر از متن ترجمه شده ی وی بر گرفته شده است:
ای آنکه اراده ی خوشنویسی و قصد خط داری، اگر عزم تو در امر کتابت صادق است، در امر تسهیل از جناب حق توفیق طلب.
همواره قلمی را (که) زیاد سخت و هموار باشد آماده کن تا صناعت تحریر چنانچه باید آماده گردد.
وقتی اراده کردی قلمی را بتراشی، قلمی را که طول و عرضش معتدل باشد انتخاب کن و حد وسط را فرو مگذار. به قلم نگاه کن از آن طرفی که ظریف و باریک باشد بتراش.
در شکافتن قلم وسط را انتخاب کن تا نسبت شکاف به طرفین مساوی باشد. باید آنچنان که ذهن طالبی واقف به روح کلام است نقش مرام علی وجه الاتقان نوشته شود.
تمام عزم تو به جانب قط قلم باشد، چنانکه قط قلم از اهم شرایط است. بعد از قط قلم، پشت آنرا به خاک بمال تا چرک و چربی آن محو گردد و مرکب را خوب بگیرد.
به کشف راز مکتوم قط طمع مکن که من اینرا بیهوده به تو میگویم، بلکه در افشای این راز من بخل می ورزم. در این باب آنچه قابل ذکر است بطور خلاصه اینکه قط نه زیاد منحرف و نه زیاد مستقیم، بلکه متوسط باید باشد.
لیقه را با دوده در دوات بگذار، آنگاه با سرکه یا آبغوره قاطی کن.
هرگاه منظور تلوین مرکب باشد، کمی زرنیخ و کافور را باید امتزاج کنی.
وقتی تخمیر مرکب به پایان رسید کاغذ تهیه کن و کاغذ کاملا نرم و ناعم و نقی اختیار کن.
چون این کارها انجام شد، به خط استاد مداوم نظر کن و به جبر نفس و رنج و مشقت صبر کن که با صبر ز غوره حلوا سازند.
در امر قلم بلوح مشق ثابت قدم باش و با عزم جزم دامن همت بالا زن.
در آغاز مشق مگو که خطم زیبا نیست و خجالت مکش که باعث فتور عزم تو باشد. آغاز هر امری مشکل و بعد خوب می شود، آخر هر سختی آسانی است.
به طلب کمال اقدام کن، وقتی به مطلوب خود رسیدی شادی فراوانی تو را حاصل آید و پاداش خود بازیابی.
به مناسب نائل شدن به مراد، شکر خدای بجای آور که خدای تعالی شکر گذاران را دوست دارد.
دست و قلم را از تحریر مفاسد نگه دار و در این دار غرور، چیزی به یادگار بگذار که باعث نام نیک گردد. زیرا فردای قیامت جریده اعمال انسان ارائه می گردد و هر کس آنچه را انجام داده می بینند.
نقل از کتاب خط و خطاطان
تالیف: میرزا حبیب اصفهانی
ترجمه: رحیم چاوش اکبری
در وبگردي اينترنت به اين مطلب در مورد مركب برخورد كردم كه قابل بررسي ميباشد.
و اب زعفران اعلا و نبات در مراحل انتهايي كار
***
همانطور که نوشتم روش های ساخت مرکب متعدد و گوناگون هستند، خلاصه ای از روشهای اساتید بنام را از منابع مختلف جمع آوری و مقایسه کرده ام که در جدولی بصورت یک فایل تصویری قابل مشاهده است. با مقایسه روشها ، میتوان یکی را انتخاب نموده و تذکرها و فوت و فن های خوب و قابل کاربرد هر روش را گرفته و در روش انتخابی نهایی بکار برد.
*******************************************************************************************
هر کدام از اجزای مرکب عملکرد خاصی دارند و با دانستن این موضوع میتوان با کم و زیاد کردن اجزا به مرکب مورد نظر دست یافت ، ضمن آنکه در این مورد نقل قول های جناب آزرم را در پست قبلی آورده ام ، توضیحات زیر را نیز در منابع دیگری یافته ام:
درگنجینه هنر شماره 1 صفحه 16 آقای کمیلی فرموده اند:
" دوده برای رنگ ، صمغ عربی برای غلیظ و ثابت کردن مرکب ، زاج برای ثابت کردن مرکب روی کاغذ به کار میروند." ( البته درمورد مازو اشاره ای نشده است).
در کتاب تعلیم خط استاد مرحوم فضائلی آمده است: ( با کمی تغییر در جمله بندیهای نقل میشود)
" صمغ از پخش و پراکندگی مرکب جلوگیری می نماید. مازو وزاج با همدیگر رنگ تیره ای را تولید میکنند. عسل رنگ مرکب را در طول زمان دوام میدهد. کافور بوی خوش داده و صبر از مگسش محفوظ دارد."
مرکب مشکی از چهار جزء اصلی: دوده - صمغ - مازو - زاج و اجزای فرعی مثل: حنا- وسمه - نشادر- نبات- برگ مورد و ... ساخته میشود. در منابع و مآخذ قدیم وجدید فرمولهای گوناگونی از سوی اساتید ارائه شده است ولی همه تاکید دارند که دقت و حوصله و پشتکار و زوربازو میخواهد.
سروده اند: همسنگ دوده زاج است هموزن هردو مازو / همسنگ هر سه صمغ است آنگاه زور بازو
این شعر اصلی ترین فرمول و ستون فرمولهای مرکب سازی است و فرمولهای گوناگون دارای تغییرات جزئی در اجزای مزبور و تنوع در اجزای فرعی و تغییراتی در روشهای فرآوری مرکب هستند. سعی میکنم بتدریج یافته ها را در اینجا بگذارم.
این بحث اخیرا در وبلاگ آقای شیخ محمدی باز شد و در بخش نظرات پست http://www.khat.blogfa.com/post-218.aspx وبلاگ مزبور مورد عنایت بزرگواران خصوصا آقای آ.آزرم قرار گرفت. همین شد که به فکر ایجاد این وبلاگ افتادم و آقای آزرم هم منت گذاشته نوشتن در این وبلاگ را پذیرفتند.
بحثهای تبادل شده در نظرات پست فوق الذکر اینها هستند که برای من بسیار راهگشا شدند و با اجازه ی آقای شیخ محمدی اینجا کپی میکنم:
من دارم تلاش میکنم مرکب سیاه بسازم ، شاید از دست این مرکبهای بازار خلاص شوم.
اگر منبعی برای کمک به من دارید و اگر ممکن است کمکی به من بکنید. مثلا یک سوال اصلی فعلی این است که چربی گیری از دوده چگونه است؟ البته خوانده ام که در کاغذ و خمیر و تنور. ولی آیا راه بهتری داریم ؟ این در تنور کردن فوت وفن خاصی دارد؟ آیا اصلا در بازار دوده ی بدون چربی آماده موجود است؟ و ...
ارادتمند شما http://minaminoo.blogfa.com
آیا مرکب شبستری را که در شیشههای بزرگ به قیمت 6 هزارتومان به فروش میرسد، امتحان کرده اید؟ یکی از هنرجویان مقطع ممتاز بنده در انجمن خوشنویسان قم - که آدم نظیفی است - از این مرکّب استفاده میکند و حاصل کارش را پاکیزه و بدون لچرکاری دیدم. امّا در خصوص مرکّبسازی هیچ تجربهی ندارم و شخصاً صرف نقد عمر را در آن صلاح نمیدانم و توصیه میکنم دوستان به اصل تولید اثر بپردازند و تجربهی دیگران را در زمینهی ساخت و ساز مرکّب خریداری کنند. جناب سعید! نظرتان راجع به مرکّبهای بنده چیست؟ مرکّب ارغوانی بکاررفته در همین اثر کتیبه که به تازگی در وب گذاشتم، از مرکّبهای مورد استفاده از سوی «عثمان اوزجای» خوشنویس شهیر ترکیّه است که دوستم حسینی خطباز آن را در سه رنگ سیاه، آبی و ارغوانی از قرار ظرفی ۳۵۰۰ تومان (در حجم قوطی فیلم ۱۳۵) برایم آورد. البتّه ایشان وجهی از ما نگرفت و گفت به جایش برایم از همین سیاهمشقهای خاصّ خودتان بنویسید.
با این وصف و اوصاف اگر تمایل به ساخت مرکّب دارید، بد نیست از تجربیّات استاد سابق خطّ بنده جناب احمد پیله چی که از حدود دودهه پیش به این سمت، مرکّبی تحت عنوان «ملکمحمّد» ساخت و وارد بازار نوشتافزارهای خط کرد، بهره ببرید. در صورت تمایل شماره تماس ایشان تقدیم میشود. / ر.شیخ.م. / سه و نیم عصر چهارده مرداد ۸۷ / قم
***
نویسنده:
دوست عزیز ، من سالیان پیش تعداد زیادی از رسالات مربوط بدستورات ساخت مرکب مشکی را مطالعه وبعضا ساخت آنها را تجربه کرده ام که در نهایت به یک فرمول رسیدم که بسیار کارساز و خوب بود. اکثر موادی که در رسالات قدیمی ذکر شده، در بازار فعلی تهیه آنها بسیار مشکل است و برای خیلی از فروشندگان امروزی اینگونه مواد (اغلب عطاری ها) غیر قابل فهم است. اما برای چربی زدایی از دوده بهترین روش اینه که دوده را در ظرف بزرگی از جنس "مس" بریزید و با آتش زیاد حرارت دهید تا لابلای دوده ها قرمز شدن دوده را بچشم ببینید، درست مثل گدازه های سرازیر شده از آتشفشان. در حین این عمل خودتان تبخیر چربی ها را میبینید و همچنین بوی ناشی از سوختن چربیها را استشمام میکنید. لازم بتوضیح است که در حین چربی زدایی باید مرتبا دوده را با وسیله مناسبی (مثل ملاقه دسته بلند) بهم بزنید و زیر و رو کنید. ضمنا ظرف شما ترجیحا دارای دیواره بلند باشد تا جریان هوای اطراف و همچنین شعله، دوده ها را به اطراف پراکنده نکنه و اینکار بهتره که در فضای باز و محصور انجام بشه.
موفق باشید. آ. آزرم
می شه عنوان اون رسالات مربوط به دستورات ساخت مرکب مشکی رو بگید و اینکه آیا قابل دسترسی هستن یا نه؟
با تشکر
باید باستحضار برسونم که بنده مواردی را از دستنوشته های مرحوم "عمادالکتاب" و کتاب تعلیم خط مرحوم "فضائلی" و اگر درست بخاطر داشته باشم از رساله ای از مرحوم "میرعماد" و ..... در سالیان پیش (حدودا بیست و اندی سال قبل) که شوق و شور فراوانی برای ساخت مرکب داشتم زیر و رو و مطالعه کردم که دستیافتنی ترین فرمول را از نوشته های مرحوم "عمادالکتاب" بدست آوردم که حاصل آن نیز مرکبی بود بسیار عالی و استادم جناب "عباس قناعت" نیز مهر تایید بر این مرکب زدند و با آن مرکب , قطعات جلی ونفیسی با خط ثلث خلق کردند
اجزای اصلی این مرکب 4 تا هستند : صمغ - دوده - زاج - مازو (وبقول قدما : زور بازو) چنانچه دسترسی مجددی به آن مقالات پیدا کنم با کمال میل در اختیار شما و دیگر دوستان قرار میدهم
پیروز باشید و سرفراز. آ. آزرم
فرمول مرکبی را که مرحوم "عمادالکتاب" در قالب |شعر" در نوشته هایشان داشتند را پیدا کردم که بشرح زیر خدمتتون تقدیم میکنم:
بمرکب اگرشوی محتاج --- گیر هموزن دوده قدری زاج / نیز هموزن زاج مازو ریز --- هم بهم وزن هرسه ، صمغ به بیز / چربی دوده ابتدا بزدای --- زاج ترکی میان آب بسای / لاجرم خورد کن تو مازو را --- هم بجوشان میان آب او را / بگذارش که پرده بندد تار --- پرده بر گیر و کن عمل تکرار / تا زمانی که آب صاف شود --- آب در موقعش بکار رود / حال گویم ترا طریقه ساخت --- تا توانی بخوبیش پرداخت / حل کن اول تو صمغ را در آب --- صاف و جوشیده آبرا دریاب / دوده در آب صمغ روزی دو --- کن صلایه بریز زاج از نو / پس بسای و بریز مازو را --- بعمل آر زور بازو را
اطمینان داشته باشید که چنانچه وقت و حوصله کافی صرف ساخت این مرکب کنید ، نتیجه بسیار مطلوب و راضی کننده ای عایدتان میشود. ضمنا دوست دارم درصورتیکه موفق به ساخت مرکب فوق شدید ، نمونه ای از همان مرکب را هم برای بنده ارسال کنید.
موفق باشید و سلامت
آ. آزرم
1- اندک چربی در اجزای مرکب و همچنین وسایل ساخت مرکب مانند ظروف یا وسایل مربوط به بهم زدن و مخلوط کردن ، باعث فاسد شدن مرکب میشود
2- در خرید و تهیه مازو باید دقت شود که هیچگونه سوراخی در بدنه آن دیده نشود ، چون ظاهرا حشراتی هستند که به مغز یا هسته مازو ( که در ساخت مرکب نقش مهمی دارد) علاقه زیادی دارند و برای دسترسی به آن مجبور بسوراخ کردن بدنه مازو هستند که این نوع مازوی آسیب دیده ، بدرد ساخت مرکب نمیخورد
3- زاج را حتما از نوع سفید انتخاب کنید
4- صمغ را حتی المقدور بصورت نساییده و از نوع "عربی" آن تهیه کنید . چون اغلب فروشندگان صمغ های غیر عربی و نا مرغوب را می سایند و بعنوان صمغ "عربی" میفروشند. صمغ "عربی" جهت ساخت مرکب بسیار مناسب میباشد و شکل ظاهری مرغوب آن نیز بصورت "گوی"های کوچک شفاف است
5- بنده برای ساخت مرکب ، دوده را از نوع "دوده نفت" انتخاب کردم . در رسالات کهن دوده را از نوع "دوده کنجد" توصیه کرده اند که تهیه این نوع دوده بسیار سخت و طاقت فرسا است و ضمنا مقدار ناچیزی عاید میشود . جهت اطلاع ، برای تهیه "دوده کنجد" میبایست روغن خالص کنجد را در ظرفی ریخت و مثل چراغهای قدیمی ، فتیله ای در آن گذاشت و روغن را سوزاند و بر بالای ظرف، ظرف چینی تمیزی نگهداشت تا دوده ناشی از سوخت روعن کنجد به جداره ظرف بچسبد ، سپس با وسیله ای بسیار ظریف دوده ها را از ظرف برداشت که قدما "پر" را برای اینکار توصیه کرده اند
6- توصیه اکید میکنم که برای ساخت مرکب سنتی و ماندگار، بهیچوجه از مواد شیمیایی استفاده نکنید. در غیر اینصورت شاید در ابتدای کار راضی کننده بنظر بیاد اما بطور قطع بعد از گذشت زمانی، واکنشهای اذیت کننده ای را شاهد میشوید. بعضی ها ، موادی از قبیل مواد جلوگیری کننده از "کپک" را توصیه میکنند که بنده ، شما را از استفاده از اینگونه مواد منع میکنم
فکر میکنم که چیزی را از قلم نیانداخته باشم. چنانچه مورد ابهامی بنظرتون رسید ، با کمال میل در خدمتم
آ. آزرم
من چند اسکن از صفحات مربوط به رسالات اساتید بزرگ (میرعماد قزوینی - سلطانعلی مشهدی - میرعلی هروی) تهیه نموده و اونارو بر روی سرور "رپید شیر" آپلود کردم تا بتونید با دانلود فایلهای مربوطه به دستورالعمل تهیه مرکب مشکی دسترسی پیدا کنید. لینک فایلهای فوق الذکر بدین قرار است:
میرعلی هروی:
http://rapidshare.com/files/134967930/Mir_Ali_Heravi_1.jpg
http://rapidshare.com/files/134967931/Mir_Ali_Heravi_2.jpg
http://rapidshare.com/files/134967932/Mir_Ali_Heravi_3.jpg
http://rapidshare.com/files/134967934/Mir_Ali_Heravi_4.jpg
میرعماد:
http://rapidshare.com/files/134967935/Mir_Emaad_1.jpg
http://rapidshare.com/files/134967936/Mir_Emaad_2.jpg
سلطانعلی مشهدی:
http://rapidshare.com/files/134967937/Soltan_Ali_Mash_hadi.jpg
نام کتابی که این مطالب از آن استخراج شده: صراط السطور سلطانعلی مشهدی و مدادالخطوط خواجه میرعلی هروی و آداب المشق و چند قطعه خط نستعلیق از میر عماد قزوینی
نام کتابی که فرمول ساخت مرکب توصیه شده توسط مرحوم "عماد الکتاب" از آن استخراج شده: زندگی و آثار عمادالکتاب به تحقیق و نگارش: علی راهجیری
موفق باشید
***
از لطف و حسن توجه جنابعالي كمال تشكر را دارم.
دوده را هم با مصيبت تمام از نفت و با كمك چند چراغ نفتي گرفته ام وآماده چربي گيري است، ولي جرات نميكنم پاكت پلاستيك محتوي دوده را باز كنم!!!چرا كه تمام اتاق را ميپوشاند
مواد اصلي و فرعي مندرج در كتاب مرحوم فضائلي را به تمام و كمال در عطاري هاي قديمي كرمان يافته ام.
سعيد قاسمي
***
ضمنا عملكرد هر كدام از اجزا را هم اگر ميدانيد بفرماييد چرا كه همانگونه كه عرض كردم مركب من براي شكسته نويسي است و مستحضر هستيد اين مركب بايد اندازه هاي غبار وكتابت را با قابليت ارسال قلم براورد. لذا در صورت دانستن عملكرد اجزا ميتوان با توجه به هدف تغييراتي را اعمال نمود
صمغ در مرکب به غیر از بهم پیوستن مواد تشکیل دهنده ، نقش چسبندگی بهتر مواد را به سطح کاغذ هم بر عهده داره که در صورت کم بودن مقدار اون در مرکب ، دوده یا همان سیاهی ، با کشیده شدن دست یا هر چیز دیگه براحتی از روی کاغد برداشته میشه .
***
بنام آفریدگار
هنر خوشنویسی هنروران بزرگی را در طول تاریخ به خود دیده است که هرکدام سهمی در بالندگی آن داشته اند. برخی دگرگونیهای عظیمی پدید آورده اند و برخی سهم کمتری در تولید علم و تجربه ی خوشنویسی داشته وبرخی نیز بدون افزودن و کاستن گذاشته و گذشته اند و بعضی هم متاسفانه کاسته اند و رفته اند. در مکتب استاد و شاگردی خوشنویسی، همیشه استادانی که بخل هنری نداشته اند آموخته های قبلی و تجربه های خود و دیگران را به شاگرد منتقل کرده و بعضاً نیز با نشر رساله ، کتاب یا دستور العمل عمومیت بیشتری داده اند.
در قرن اخیر شتاب تولید دانش و علم در جهان از یک سو و افزایش کمی تعداد خوشنویسان از سوی دیگر باعث شتاب بیشتر در تولید علوم وتجربه های هنر خوشنویسی شده است ولی متناسب با این شتاب، هنروران خوشنویسی دانش و تجربه خود را به طور عمومی و حتی خصوصی نشر نداده اند و هر آنچه هست رسالات و کتبی است که بزرگان گذشته نشر داده اند. البته بزرگان معاصر هم اگر کتابهایی را غیر از چاپ آثار نفیس خود نشر داده باشند منحصر به رسم الخط بوده ودر این کتب چیزی به گفته های قدما افزوده نشده است و همانها را یا عینا نقل کرده و یا به ادبیات امروزی تالیف کرده اند. شایان گفتن است که کتابهایی انگشت شمار نیز چاپ شده است که بیشتر بر محوریت ترکیب بوده است ( که همین نیز جای بسی تقدیر دارد).
الغرض خیل هنروران این هنر گرامی همواره تشنه ی یلفتن پاسخ سوالات خود بوده اند و بطور عمومی کمتر یافته اند و بطور خصوصی هم اگر اقبالشان یار بوده و استادشان مبتلا به مرض همه گبر حبس اطلاعات نبوده باشد، بخشی از پاسخها را یافته اند. علوم و تجربه های مربوط به اسباب و ادوات خوشنویسی مانند مرکب، قلم، کاغذ، دوات، لیقه و ... نگفته باقی مانده اند و کسی در این زمینه بطور موثر راهگشا نشده است، در حالیکه این اسباب باید به کمال در ید قدرت خوشنویس باشند تا او بتواند اثر هنری مقبولی خلق نماید. به هر حال جای خالی این دست اطلاعات و تجربه ها و علوم به شدت حس میشود به نحوی که مثلا مشکلات مربوط به مرکب و قلم و کاغذ منحصر به میراث قدما است و هر آنچه بازار تقدیم خوشنویسان کند.
هنروران خوشنویسی در طول سالیان دراز و کلنجار با این ادوات به راهکارهایی رسیده اند که میتواند به کار دیگران نیز بیاید.
هدف از این وبلاگ این است که این علوم و تجربه ها به اشتراک گذاشته شود و راهی را که فردی در سالیانی رفته، دیگری دوباره با صرف وقت و هزینه و عمر دوباره نرود.
باشد که حاصل این کار منبعی ذیقیمت برای هنروران حال و آینده بشود.
توکلت علی الله










































